eitaa logo
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از miDas
‌رفت روی تخت و خوابید. غمش هم جای دیگری نداشت برود، کنارش دراز کشید و سپس باهم به سقف زل زدند ٌخاطرات همچون واگن های قطار جلوی چشمشان حرکت میکردند! ᴍɪᴅᴀs
هدایت شده از miDas
می‌دانی؟ دردی که تا عمق استخوان رسیده باشد، با گذر زمان هم جایش همیشه درد می‌کند. ᴍɪᴅᴀs