هدایت شده از چیپس
من اینترنت میخوام. اینترنت آزاد میخوام. حقم رو میخوام. از این حقارت متنفرم. از این توهین آشکار به انسانبودنم متنفرم. از اینکه به اخبار دسترسی ندارم، کارم رو نمیتونم انجام بدم، از اینکه ارتباطم با همه قطعه، از اینکه برای کانفیگ و چند گیگ اینترنت باید دستوپا بزنم، عصبانیام.
هی یادم میوفته و برگام میریزه که تو قرن بیست و یکم اینترنت نداریم، دسترسی به دنیا نداریم و نمیدونیم که چی داره میشه.
و دیگر این که زیاد خسته و به همهچیز بیعلاقه هستم. فقط روزها را میگذرانم و هر شب مفصل خودم را به خاک میسپارم و یک اخ و تف هم روی قبرم میاندازم. اما معجز دیگرم اینست که صبح باز بلند میشوم و راه میافتم.
برای من قیافههای اینجا، سر و صدایش عقاید و افکار و هنر و افتخاراتش وحشت دائمی است. کابوس است.