اِسراء"
من برای این هفته ولایت، با خودم قرار گذاشتم که دو تا کتاب راجع به غدیر بخونم؛ یکی همین کتاب «غدیر» ا
الحمدالله دو تا کتاب رو خوندم.
تصمیم گرفتم از این به بعد مرتب راجع به امیر المومنین بخونم، که اگر نخوندم تا الآن، ظلم به خودم بوده. انشاءالله این ظلم به خودم رو ادامه ندم و خدا آدمم کنه.
اِسراء"
کتاب قرار، از اون کتاباس که باید هر سال عید غدیر خوند.
در حقیقت سالی یک بار خیلی کمه، من حرف حداقلشو زدم.
خدایا این تکالیف درس و دانشگاه ما رو تموم کن💔 دلم پیش چند تا کتاب مونده، ولی دیگه خیلی تکالیفم عقب افتادن💔 باید تا ۲۷ خرداد فقط دووم بیارم، دیگه راحت میشم.
هدایت شده از سدخارجی
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایول ایول، داش مجید رو ایول🔥❤️
از طرف ۹۰ میلیون ایرانی🇮🇷
@Sedkhareji ✔️
فکر کنم از اونجا میشد فهمید دیگه ذوقی نیست که مهم نبود چایی رو سرد بخوری یا گرم؟!
شاید هم، همیشه اینطور نیست. گاهی یه لیوان چایی برا بیحواسیِ ذوق عشقی، حرفی، امیدی سرد میشه؛ گاهی هم در پی مهم نبودن. مهم نبودن چه چیزی رخ بده، چه چیزی چطور باشه... بگذرون، بگذرون این زندگی رو. و چقدر این گذروندن هم سخته. صرف گذروندن زندگی مثل حمل عقربههایِ یه ساعت غول پیکره. زندگی میشه دور زدن تو یه صفحه ساعت، همینقدر تکراری. مثلاً من از ساعت شیش رسیدن به دوازده رو اصلاً دوست ندارم. اونجا بیشترین فشار بهم میاد. سر بالایی. سنگینی عقربهها قشنگ خودشو نشون میده. بعد میفهمی نه بابا زندگی خوبیا خودشو داره؛ نگا چقدر دوازده به شیش، به خوشیته؟
بگذریم، چی داشتم میگفتم؟ آره چایی. خب دیگه چیز مهمی برای گفتن نیست، بگذریم.