من یکبار آسیب دیدم؛ خیلی بد...
هرچند ظاهرم بهتر شد، از درون هیچوقت خوب نشدم!
_ « دیالوگ »
در این مسیر زخمی شدم، زخمهای بزرگ و کوچک!
در این تونل تاریک و نمور دست از ادامه دادن برنداشتم؛
زخمهایم بیشتر و بیشتر شدند...
سینهخیزکنان حرکت کردم، نورم را دیدم.
چند قدم کوچک نمانده بود...اما دیگر تحمل ادامه دادن در من تمام گشته بود!
همانجا کناری را با دیدگانم جستم و تکیه کردم...
خسته شده بودم؛ همین!
یک همین و هزاران حرف و سخن پشتش...
یک نگاه به نور و هزاران خواسته و خسته بودن پشتش...
یک پارادوکس کامل!
نور خاموش شد؛ چشمانم را بستم...پس تمام شد.
مضحک است اما نور، درون من به رقص در آمده بود!
مرا وادار کرد که با ریتم خودش شروع به رقص مخصوص خودش کنم؛
رقصی که او را غلیظ تر کرد...!
_ اُمبرا
𝙴𝚝𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕 𝙳𝚛𝚎𝚊𝚖|رویای ابدی
تمام چیزهای خوب، وحشی و رها هستند. °• ــــــــــــــــــــــــــــ ~ ــــــــــــــــــــــــــــ •
حقیقتی تشویق کنندهتر از این سراغ ندارم، که انسان با تلاش آگاهانه و منظم، میتواند زندگی خود را متعادل سازد!
°• ــــــــــــــــــــــــــــ ~ ــــــــــــــــــــــــــــ •°
I don't know a more encouraging truth than this, that a person can balance his life with conscious and regular effort!
_ [ هنری دیوید تورئو ]
یک تاریخ رند برای امسال؛ 5/5/5
تمام سعیتونو بکنید که لبخند بزنید و لبخند بر لبان دیگری به وجود بیارید...
کسی چه میدونه،شاید یه روز خاصیه!
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♢ نسیمی ملایم و خنک، بوی یاسمن های وحشی را به زیر بینیام به حرکت در میآورد و با تار های برافراشته و انبوه گیسوانم بازی میکند و مرا قلقلک میدهد.
پلکهایم را بر روی هم مینشانم؛صدای طبل و موسیقی و شادی افراد قبیلهام گوشهایم را نوازش و بر لبانم لبخند را جاری میکند؛
نبردی سخت و سهمگینی را گذرانده بودند و به یمن پیروزی این جشن و پایکوبی لایقشان هست!
نبردی با بیگانگان سرزمینهای دور برای مقابلهکردن از دزدیدن خانهمان؛جنگل سبز!
پناهگاهمان، سر پناهی بزرگ و امن؛ با همسایگانی متفاوت از ظاهر اما عزیز و مهربان؛ طبیعتا نباید به دست هیچ بیگانه ای بیافتد، این عهدی است که با ساکنان و این طبیعت بستهایم!
به تختهسنگ تکیه میزنم و سرم را به آسمان سوق میدهم تا نظارهگر رقص ستارگان و ابر های این طبیعت باشم؛ رقصی زیبا و شور انگیز...
این آرامش است!. ♢
_ « موسیقی »
امروز روز سختیه؛ فردا از این هم سختتر خواهد شد، اما پسفردا...زیباست!
خیلی از مردم عصر فردا تسلیم میشوند.
Today is a difficult day; Tomorrow will be even harder, but the day after tomorrow is beautiful! Many people will give up tomorrow evening.
_ « پاورقی »