eitaa logo
|عطرمشکاتـــ
1.5هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
4.2هزار ویدیو
107 فایل
اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج:)🌱 برای‌‌ِآمدنت تمامِ‌مردمِ‌شهررا دعوت‌گرفته‌ام‌! چرانمی‌آیی‌؟ انتقادات‌وپیشنهاداتتو‌ناشناس‌بگو:) : payamenashenas.ir/موسسه عطر مشکات ادمین: @Ghorbat1190 "موسسه‌عطرمشکات‌و‌بنیادمهدی‌موعودعج‌استان‌همدان"
مشاهده در ایتا
دانلود
هر کسی با وضو بخوابه بسترش میشه مسجدش و اگه با وضو بخوابه و بمیره شهید حساب میشه ... ❤️ امام صادق علیه السلام❤️ (چه پیشنهاد خوبی منم خیلی دوست دارم قبل خواب وضو بگیرم) @Etr_Meshkat
❣️ما خیلی بخیلانه؛ خسیسانه به امام زمان (عج) توجه کردیم 😭 🔍 "یه کم به خودت دقیـق شو" ببیــن؛ برای امام زمانت، چه خاصیتی داری؟ حیف❗️ 💡 اونقدر مشغول چراغهای دور و برمون شدیم... 🌞 که خورشیدمون هزارسال پشت ابر مونده 🎤 استاد شجاعی @Etr_Meshkat
ا ے آنکه دلها از فروغت،منجلے ا ے بر همه،ذرات این عالم ولے روز ے هزاران بار،ما را مے کشد شوق وصالت،قائم آل علـــے
Panahian-Clip-Chikar Konim Emamzaman Biyaad.mp3
1.67M
🎵 چکار کنیم امام زمان(عج) بیاید؟! 💢 رفتی یک گوشه برای خودت خوب شدی؟! 👈 اینجوری که نمیشه... @Etr_Meshkat
🔴 امام رضا برای : 🔸 اباصلت می‌گوید: در آخرین جمعه شعبان خدمت امام رضا علیه‌السلام رسیدم. فرمود: ای اباصلت، بیشترِ ماه شعبان سپری شده و امروز آخرین جمعه شعبان است، پس در روزهای باقیمانده کوتاهی‌هایی را که در گذشته این ماه کردی، تدارک کن در آنچه از این ماه باقی مانده است. ۱. زیاد دعا کن. ۲. زیاد استغفار کن. ۳. زیاد قرآن تلاوت کن. 📚 عیون اخبار الرضا علیه السلام ج۲ ص۵۱ @Etr_Meshkat
بِسمِ‌اللهِ‌الرَّحمنِ‌الرَّحیم ❤️
اگه ما اندیشه و تفکر بکنیم و تهش مسیر درستو پیدا نکنیم... این قضیه پیش خدا خیلی قشنگ‌تره... تا موقعی که یه چیز درستی رو همینجور تقلیدی از کسی بدون تفکر بپذیریم.... @Etr_Meshkat
5.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
می‌خواهند ظهور عجل الله تعالی فرجه‌الشریف را عقب بیندازند 👤 حاج آقا ماندگاری @Etr_Meshkat
|عطرمشکاتـــ
❓ #کجای_قصۀ_ظهوری ؟!  3⃣ قسمت سوم 💤 هنوز چشام گرمِ خواب نشده بود که سلام کرد. اونم چه سلامی! گرم
؟!  4⃣ قسمت چهارم ⏰ منتظر جوابم نموند. دستش رو به طرفم دراز کرد و گفت: یه یاعلی بگو پاشو، پاشو سیّد! دستامون به هم گره خورد. خیلی وقت بود کسی دستمو اینجور محکم فشار نداده بود. با تبسم گفتم: یاعلی... همه‌جا روشن بود، یه نور ملایم، مگه من چند ساعته خوابیدم؟ نمی‌دونم چرا نپرسیدم: الان ساعت چنده؟! گفتم: به سلامتی کجا حاجی؟! برگشت نگاهم کرد با همون هیبت، سگرمه‌هاش گره خورد و گفت: دنبال جواب سوالت؟! مگه نمی‌خواستی جواب سوالتو بفهمی؟! 🛵 وقتی گیج می‌زنم و موتورم دیر روشن می‌شه، از خودم بدم میاد. کدوم سوال؟! نپرسیده، ذهنمو می‌خونه و می‌گه: اخوی! داداش! یادت نیست دیشب جلو مسجد گیر دادی به عکس دختر کوچولومو، مدام با رفیقت فلسفه‌بافی می‌کردین و داشتی از طرف من، جواب می‌دادی که چی شد اینا قید زندگی و زن و بچه رو زدن و رفتن؟! تازه یادم افتاد. یکّه خوردم. آب دهنمو قورت دادم و با خودم گفتم: یا خدا... این دیگه کیه؟! من داشتم در مورد فلان شهید... 📸‌ برگشتم طرفش، توی صورتش ریز شدم، به چشاش که گیرایی عجیبی داشت، خیره شدم. یهو بلند زدم زیر خنده و گفتم: وای خدای من... چقدر چهره‌ت آشناس! شما آقا حمید هستین؟ شک ندارم! خیلی شبیه عکستون هستینا! خندید و گفت: من شبیه عکسمم یا عکسم شبیه منه؟! دوتایی خندیدیم. گفتم: آخه آقا حمید، شما کجا، اینجا کجا؟! شنیدم توی عملیات کربلای ۵ شهید شدین… 🤝 دستمو فشار داد و گفت: مومن! درست شنیدی! اما اینم شنیدی شهدا زنده‌ن! اومدیم یه چرخی توی شهرتون بزنیم تا هم جواب سوالتو بدم و هم بدونی خودت و رفقات، کجای قصه هستین… 🗣 ادامه دارد...
بِسمِ‌اللهِ‌الرَّحمنِ‌الرَّحیم ❤️