eitaa logo
غَـــريــق ؛
795 دنبال‌کننده
93 عکس
14 ویدیو
0 فایل
تو که نیستی بیشتر از پرندگان سقوط میکنم ! بیشتر از ماهیان غرق میشوم ! بیشتر از هیزم میسوزم ! بیشتر از یخ ، یخ میزنم‌و بیشتر از مرگ میمیرم .. ــــــ ـــ ـــ ـ کنون که غرق ِخیال ِتو شعر میخوانم ، تو یاد میکنی از من ؟ بعید میدانم . ' کپی ؟ فقط فوروارد !
مشاهده در ایتا
دانلود
دوست دارم ! آنچنان که موج های خروشان ِدریا ، بدون دریا هیچ و بیهوده اند . بودنشان ممکن نیست مگر با بودن ِدریا ، مانند ساحلی که اگر در کنارِ دریا قرار نگیرد وجودش دیگر معنایی ندارد . آری ؛ دوست داشتنت مانند دریا زیباست ! درکنار ساحل ِدریا که قدم میزدم ، با ذهنی آشفته ، صورتی غمگین ، قلبی پر از درد از نبودن عزیزترینام در کنارم . انتهای این داستان پر از درد چیست ؟ اصلا پایانی دارد ؟ شاید پایان این همه درد و رنج و جدایی ، "مرگ" باشد . ولی با خودم فکر میکنم کسانی که مردن به طرز عجیبی از زندگی نجات پیدا کردن . پاهایم سرمای لذت بخشِ آب دریا را به تك تك سلول های وجودم تذریق میکند ، از خود بی خود میشوم . . . به گذشته سفرمیکنم ، میخواهم ذهنم را کنترل کنم ولی مگر میشود ؟ میشود فراموش کرد آن لحظه هایی رو که هیچوقت دیگه تکرار نمیشن اون لبخند ها ، حرفها ، انعکاس صداها و . . . باهجوم کلی صدا و فریاد از دفترچه‌خاطرات‌خاک‌گرفته ی ذهنم پرت میشوم بیرون ، من کجام ؟ وسط دریایی آبی ، بدور از تمامی آدمها ، چندین نفر که برایم آشنا هستند آن طرف ساحل با نگرانی چشم دوختن به من و فریاد میزنند ، دیگه سیر شده ام از این زندگی . خودم را به دست دریا میسپارم ، غوطه ور میشوم درون آب ، وقتی که دلت گرفته باشه تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند بازهم دل تو بارانی ست خیس تر از دریا ، خراب تر از امواج . و تمام پایان این زندگی . . .
برایت چای با طعم غزل دم کرده‌ام اِمشب ، بیا و مصرعی قند از لبت مهمانِ شعرم کن .
چی‌شد‌ که‌ تلفن‌‌رو‌ جایگزین‌ نامه‌کردیم ؟
غَـــريــق ؛
چی‌شد‌ که‌ تلفن‌‌رو‌ جایگزین‌ نامه‌کردیم ؟
شما‌ تصور‌کنید‌ ، یه‌کاغذ‌ پر‌ ازکلمات‌و‌ جمله‌هایی‌ که‌پشتشون‌ کیلو‌کیلو ‌‌احساس‌خوابیده .‌ قطره‌اشکی‌ که‌وسط‌ کاغذ‌‌چکیده‌ ، پاکتی‌ که‌مُهر‌و‌موم‌ شده.‌ چرا‌خب‌ ؟‌ چی‌کم‌داشت‌ این‌نامه‌ ، که‌تلفنُ‌ جایگزینش‌کردیم ؟ مگه‌میشه‌ احساسات‌ر‌و‌ با‌تلفن‌ بیان‌کر‌د ؟ اصلا‌ گیرم‌بشه .‌ کلمه‌هایی‌که‌‌ گذرا‌ به‌زبون‌ میان‌کجا‌ و‌‌ کلماتی‌که‌ ساعت‌ها‌ روشون‌فکر‌شده‌ و‌ با‌ کلی‌احساس‌ نوشته‌شده‌ کجا .‌ اشتباه‌کردیم‌ ، اشتباهی‌که‌بشر‌ با‌ هیچ‌چیز‌ نمیتونه‌ جبرانش‌کنه .
بازار قم از نقل لبت رو به کسادی است ، بیچاره نکن حاج حسین و پسران را .
حرف‌های نگفته حناق‌ شد .
پذیرشِ‌‌ بعضی‌ از‌ مسائل‌ و‌اتفاقات‌ ، تلخه خیلی‌تلخ .
بمان‌ ، برایِ‌ماندنت‌ تمام‌ قدعصا‌شوم .
بیداریِ خواب آورِ روز‌ها را مدیونِ شب‌هایی هستیم که با چشمان نیمه باز به خواب می‌رویم که مبادا کابوسِ نبودن‌ها بر تنمان بیفتد .
وصالت از خدا خواهم به زاری .
اجازه ندادیم کسی زخم‌هایمان را ببوسد ، روحمان را بالا آوردیم و قربانی قوی بودنمان شدیم.
‌چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی ، به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی .