میدونی مشکل کجاست ؟ اینه که من با هر قدمی که بر میدارم با هر لحظه ای که سپری میکنم با هر هوایی که تنفس میکنم آرزو میکنم و میگم که چی میشد که تو الان کنار ِمن میبودی ؟ چون من به روحم ثابت کردم که حاضرم کنار تو ناراحت باشم تا این که کنار یکی دیگه خوشحال ولی چی میشد اگر توهم مثل من این ذهنیت و داشتی که " لااقل امتحانش که ضرری نداره " ، حداقل میتونستیم ببینیم چی میشه اگر فقط یکم تصمیم میگرفتی مهربون تر باشی و اینقدر همه چیزو برامون سخت نکنی ..
دو سال که چیزی نیست من تا آخر عمرم هم که شده منتظر تو میمونم ، برای تو هیچوقت سخت نیست این که از چیزی که خودم دوست دارم بگذرم ، میدونم که نمیبینی اینجا رو ولی مطمئنم که احساسش میکنی ، فرق تو با بقیه همینه