مگـہنیسـتڪہآدمبـایـدواسـہهـرڪاریش
#دلیل و#نیت داشتـہبـاشـہ؟!
خـبدلیلنفـسڪشیدنـتچیـہ؟؟
بگـوخـدایـانفـسمیڪشمتـاایـننفـسرو
ڪنمیـار#امام_زمان...
ایـنروحبشـہلبخنـدرویلبـایآقا...
ایـنجسـمبشـہمرحـمدردایمولـا....
✧════•❁❀❁•════✧
ألـلَّـھُـمَــ ؏َـجِّـلْ لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج
#بهار_مهدوی
حاجآقادانشمندمیگفتن:
یہجوونےاومدپیشمنبدنشمیلرزید؛
شرو؏ڪردبہحرفزدن:
گفتخوابامامزمانرودیدم!
میگفتخواببودمصداۍ آیفونتصویریخونہاومد؛
رفتمجلوۍدردیدمتصویرهیہ سیده!!
جوابدادمگفتمشما؟!
گفتمنسیدمهدیام
راهممیدیخونت!!؟
گفتمآقاقربونتبرمیہ چندلحظہ
سریعشروڪردمبہجمعڪردنِ
ماهواره،پاسور،هرچیزےڪہ
ازنظرامامزمانخوبنیست!
رفتمجلوۍآیفوندیدمنیست
دویدمتوڪوچہ
دیدمآقاداره میره
همینڪهمیرفتیہلحظہبرگشت!
اشڪ توچشاشودیدم!
میگفت:خدایا...
مندرتڪتڪخونہهاروزدم..
ولےهیچڪسمنوراهمنداد😞😭
#اللھمعجللولیڪالفرج...!
#بهار_مهدوی
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 امثالِ حُر درسی برای ما هستند که سد راه ظهور هستیم و باید برگردیم...
#بهار_مهدوی
🌼خدایا!
شاد کن دلی را که گرفته و دلتنگ است! بی نیاز کن کسی را که به درگاهت نیازمند است! امیدوار کن کسی را که ناامید به آستانت آمده! بگیر دستانی که اکنون بسوی تو بلند است!
مستجاب کن دعای کسی که با اشکهایش تو را صدا می زند! حامی آن دلی باش که تنها شده است! با دستهای مهربانت ، با تمام قدرت و عظمت و تواناییت. ببار رحمتت را بر بندگانت ...
💥آمین اى مهربان ترين ...
#بهار_مهدوی
#حدیث
💠امیرالمومنین(عليه السّلام) فرمودند : هرگاه در روزى تو تأخير و تنگى پديد آمد ، از خداوند آمرزش بخواه تا روزى را بر تو فراوان گرداند.
#استغفرالله_ربی_واتوب_الیه
📖 تحف العقول، ص ۱۷۴
#بهار_مهدوی
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #رهبر_انقلاب : اربعین جهانی شد و جهانیتر هم خواهد شد!
#بهار_مهدوی
✨﷽✨
#پندانه
✅ دینت را از خدا بگیر نه از مردم شهر
✍جوانی در ملأعام با گستاخی تمام روزهخواری میکرد. او را نزد حاکم شهر آوردند. حاکم از او پرسید: ای جوان! چرا در شهر روزهخواری میکردی؟ چرا از اسلام گریزانی، تا چنان حد که جسارت یافته و در ماه رمضان در پیش چشم همگان روزهخواری میکنی؟
جوان گفت: مرا باور و اعتقاد زیاد به اسلام بود. روزی شیخ شهر را در خفا در حال معصیت یافتم. برو آن شیخ را مجازات کن که اینچنین اعتقاد مرا از من گرفت و مرا روزهخوار کرد.
حاکم شهر گفت: روزی دزدی را در شهر گرفتند که از خانههای بسیاری دزدی کرده بود. طبق قانون قضاوت مأموری بر او گماردم تا او را در شهر بگرداند تا هر مالباختهای از او شکایتی دارد، نزد من آید.
ساعتی نگذشت که جوانی معلومالحال از او برای شکایت نزد من آمد که هرگز او را در شهر ندیده بودم. به رسم قضاوت از او سؤال کردم: «ای جوان! او از تو چه دزدیده است؟» جوان گفت: «یک مرغ و دو خروس!»
چون این سخن شنیدم مأمور خویش را امر کردم تا او را 8٠ تازیانه بزند. جوان در حالی که دادوفریاد میکرد، گفت: «من برای شکایت نزد تو آمدهام، چرا مرا شلاق میزنی؟!» گفتم: «وقتی تو را خانهای در این شهر نیست، چگونه مرغ و خروسی داری که کسی بتواند آن را از تو بدزدد؟»
داستان که بدینجا رسید، حاکم شهر گفت: ای جوان! تو را نیز هرگز اعتقادی نبوده که آن شیخ از تو بستاند. هرکس که اعتقاد به خدا را با عمل به آنچه میشنود، از خود خدا بستاند و هدایت یابد هیچکس را توان ستاندن آن اعتقاد از او نیست.
تو بهجای شناختن خدا در پی شناختن شیخ بودی و بهجای خدا، شیخ را باور کرده بودی! پس من، تو را دو حد جاری میکنم؛ یکی به جرم روزهخواری در ملأعام و دیگری به جرم کذب و افترا.
#بهار_مهدوی