eitaa logo
بهارمهدوی
1.2هزار دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
17.4هزار ویدیو
248 فایل
نشر مطالب کانال با ذکرصلوات برای تعجیل در فرج صاحب الزمان (عج الله)آزاد هست ان شاءالله عضو همیشگی کانالمون باشیدنشر مطالب حلالتون ... انتقاد پیشنهاد داشتید در خدمتیم . @compassionate @waiting110 کانال گروه جهادی https://eitaa.com/jahadi_ashooraeiyan
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏝 کجای عالم در روضه‌ی جدتان، دم گرفته‌اید؟‌... اشک‌هایتان در مرور غربت فاتح خیبر ، بر کدام زمین خوشبخت جاری است؟ زیر سقف کدامین آسمان، قرآن به سر گرفته اید؟... خداوند شاهد است که در لحظه‌های نورانی اجابت، در شوق و شور احیا، در زمزمه‌ی اشکبار "بک یا الله" ، جز ظهورتان و شادمانی قلبتان و سلامتی جانتان... چیزی از خدا نخواسته‌ایم... ...که جز آمدنتان، هر چه آرزوست، کودکانه‌ای بیش نیست🏝 🏴 @Excerpt
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شب "تحویل" سال با شب "تقدیر" امسال یکی شده. از مولا امیرالمؤمنین بخواهیم که با تحول واقعی در وجودمون، بهترین تقدیرمون رقم بخوره🥺 التماس دعای فرج
📢 آیات قرآن، تجلّی رحمت خدا و داروی دردهای بیشمار ماست، اگر این روزها، محروم از رحمت خدا هستیم و لبریز درد، دلیلش فاصله ایست که از داروخانه‌ی قرآن گرفته‌ایم. 🌴 سوره اسرأ 🌴 🕋 وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ «82» ⚡️ترجمه: و ما از قرآن آنچه را برای مؤمنان مایه درمان و رحمت است، نازل می کنیم.
سحر.... نوزدهم برای رفتن... چقدر بی تابی....؟ از لحظه ای که سیاهی، یقه آسمان را گرفته است ...چند بار نگاهت را به بالا دوخته ای؟؟ منتظر کدام اشاره ای....بابا؟ ❄️دل دل میکنم...بی خیال رفتن شوی... با رفتن تو...فقط زینب...نیست..که زمین می خورد.... تمام فرزندان تو... تا قیامت، به خاک می افتند.... ❄️نرو ...بابا درد نداشتنت ، سلولهای قلب مرا، از هم باز میکند... وقار حیدری ات، حتی اجازه پلک زدن را هم، از من ، ربوده است .. تو می روی....و تمام چشم مرا...با خودت میبری.... تو میروی ، تا با یک ضربه...رستگار شوی... اما من با همان یک ضربه...به غربتی هزار ساله، مبتلا می شوم.... ❄️نرو ...بابا... تکرار هر رمضان ... تکرار از دست دادن قدم های سنگینی است...که راه نفس های مرا ، مسدود می کند.... همان قدم هايي...که سنگ و کلوخ خیابان نیز... از رفتنش...به درد آمده اند.. بابا... هنوز هم ، درد امشب زینب... چون آتشفشانی مذاب، در میان قلبمان می جوشد ... من یقین دارم ...؛ تا لحظه دیدارت...هیییچ مرهمی، این انفجار مداوم را خاموش نخواهد کرد... تمام راز زمین ... تویی بابا.... و خداوند....لیلةالقدرش را نیز...با تو هماهنگ کرده است ... و این.... شرافتیست ... که هزااار سال است، جان مرا در تحمل این درد... تسکین داده است... می روی.... چاره ای نیست...جان دلم !!! اما به جان بی نظیرت قسم...؛ من به اعتبار تو ، در زمین راه می روم... و به اتصال تو...، راه آسمان را ، طی می کنم..... دستان خالی مرا.... تا آخر بازار دنیا....رها مکن.... شلوغی اش.....مرا نااابود خواهد کرد 🏴 @Excerpt