3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اصل وفرع زندگی هایمان چیست ⁉️
#باورمرگ
#حقیقت_زندگی
┄┅═✾•🍃🌹🍃•✾═┅┄┈
🎤 حجت الاسلام استاد مسعود عالی
#بهار_مهدوی
🍃@Excerpt🍃
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💕۵ روز تا عید غدیر، عید الله اکبر
✨ولَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ ﴿۵۷﴾ وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ﴿۵۸﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۵۹﴾ وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ ﴿۶۰﴾
يك روز كه نبی اکرم صلّى اللَّه عليه وآله نشسته بود؛ ناگاه اميرالمؤمنين عليه السّلام آمد و نبی اكرم صلّى اللَّه عليه و آله به او فرمود: تو به عيسى بن مريم میمانى! و اگر نبود ترس از اينكه گروه هايى از امّتم درباره تو همان گويند كه مسیحیان درباره عيسى میگفتند، درباره تو چيزهايى میگفتم كه از ميان مردم گذر نكنى مگر آنكه خاك پايت را براى تبرّك مییردند»
آن دو تن اعرابى خشمگين شدند و با مغيرة بن شعبه و گروهى از قريشيان كه همراه آنها بودند، گفتند: «براى عموزادهاش به نمونهاى پايينتر از عيسى راضى نيست»
✨اینجا بود که آيات 57 تا 60 سوره زخرف بر پيامبر نازل شد.
📚الكافي (طبعه الإسلامية)، ج8، ص57
#بهار_مهدوی
#صحن_نجف
به امانات حرم عقل خودم را دادم
"زلف برباد مده تا مدهی بر بادم"
سجده بر پادری صحن تو حرمت دارد
گرد و خاک حرمت خصلت تربت دارد
#مبلغ_غدیر_باشیم
#بهار_مهدوی
#پروفایلویژهغدیر🌠
با تغییر عکس پروفایل در صفحات مجازیمان به تصویری مرتبط با ایام غدیر ، یادآور این امر مهم، در این فضا باشیم.
#غدیری_ام
#بهار_مهدوی
💚@Excerpt💚
اولْ مومن به خدا شیطان است!
ابلیس پیش از آنکه
بندگان پر مدعای پروردگار و فرزندانِ پرناز و افاده آدم!
به این سرزمین خاکی بیایند
سالیانی خدای متعال را عبادت می کرد،
و دلش کانون معرفت خدا بود...
اما در بزنگاه،
در آنجایی که ایمانها همه آنجا به کار میآید؛
یعنی در هنگام #انتخاب
این ایمان به کار ابلیس نیامد،
این ایمان در همان دل ماند...
📚طرح کلی اندیشه اسلامی ـ مقام معظم رهبری
#بهار_مهدوی
🌹@Excerpt🌹
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹🍃💫
🔷استادسید کاظم روح بخش
ویک تلنگری کاربردی
#بهار_مهدوی
🌹@Excerpt🌹
✨﷽✨
🌼داستان کوتاه و پندآموز
✍مردی داشت گوسفندی را از کامیون پایین می آورد تا آن را برای روز عید قربانی کند . گوسفند ازدست مرد جدا شد و فرار کرد.مردشروع کردبه دنبال کردن گوسفند تا اینکه گوسفند وارد خانه یتیمان فقیری شد . عادت مادرشان این بود که هر روز کنار در می ایستاد و منتظر می ماند تا کسی غذا و صدقه ای را برایشان بگذارد و او هم بردارد. همسایه ها هم به آن عادت کرده بودند.
هنگامی که گوسفند وارد حیاط شد مادر یتیمان بیرون آمد و نگاه کرد .ناگهان همسای شان ابو محمد را دید که خسته و کوفته کنار در ایستاده . زن گفت ای ابو محمد خداوند صدقه ات را قبول کند .او خیال کرد که مرد گوسفند را به عنوان صدقه برای یتیمان آورده .مرد هم نتوانست چیزی بگوید جز اینکه گفت :خدا قبول می کند. ای خواهرم مرا به خاطر کمکاری و کوتاهی در حق یتیمانت ببخش. بعدا مرد رو به قبله کرد و گفت خدایا ازم قبول کن.
┄┅┅❅🍃🌺🍃❅┅┅┄
روز بعد مرد بیرون رفت تا گوسفند دیگری را بخرد و قربانی کند. کامیونی پر از گوسفند دید که ایستاده . گوسفندی چاق و چنبه تر از گوسفند قبلی انتخاب کرد. فروشنده گفت بگیر و قبول کن و دیگه با هم منازعه نکنیم. مرد گوسفند را برد وسوار ماشین کرد. برگشت تا قیمتش را حساب کند .فروشنده گفت این گوسفند مجانی است و دلیلش هم این است که امسال خداوند بچه گوسفندان زیادی به من ارزانی نمود و نذر کردم که اگر گوسفندان زیادی داشتم به اولین مشتری که به او گوسفند بفروشم هدیه باشد .
پس این نصیب توست ...
صدقه را بنگر که چه چیزیست!!
صدقه دهید چونکه کفن بدون جیب است ...
┄┅┅❅🍃🌺🍃❅┅┅┄
#بهار_مهدوی
🌹@Excerpt🌹