نشنو از نِی،نِی نوای بینواست
بشنو از دل،دل حریم کبریاست
نی چو سوزد تل خاکستر شود
دل چو سوزد خانه دلبر شود
هر جوانی را دلی هر عاشقی را سینه ای است
من دلی دارم که آن را وقف هیات می کنم
غبطه خوردن کار خوبان است کار من که نیست
این وسط اما به حُر گاهی حسادت می کنم
مردم این شهر از من خسته , من هم خسته ام
در اگر وا کرد یارم , رفع زحمت می کنم