eitaa logo
مآکــانْ☫
518 دنبال‌کننده
314 عکس
54 ویدیو
0 فایل
- بسم رب الشهدا¹²⁸ - به نامِ تشنه لبِ کرب بلا..) فتح با ماست به لبخند شهیدان سوگند:) ناشناس::https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_f6ukvj1&btn=مآکــانْ☫
مشاهده در ایتا
دانلود
مآکــانْ☫
- #ماکان_نصیری
- جای خالی ات را نمیشود با هیچ آغوشی پر کرد. -
مآکــانْ☫
- #ماکان_نصیری
- او در هر کودکی که با شوق به آغوش مادرش میدود، جاری است :)* -
مآکــانْ☫
- #شهدای_میناب
- شهادت شما،زیباترین درهایی است که بر پیکر این سرزمین نشسته است. -
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
- گمشو تو آبدارخونه! وظیفه تو نظافته. با حرفی که منشی شرکت زد بغض کرده هقی زدم. نعره عمران که صاحب شرکت بود پشته سرمون بلند شد: - چه زری راجب زنم زدی خانم منشی؟ اخراجی... سپس به من اشاره زد: - جای تو، تو اون آبدارخونه نیست تو بغ//لمه عروسکم! کارمنداش هینی کشیدن که امون نداد و...🔥🤫‼️ https://eitaa.com/joinchat/2476737594C3da2f9048e تا یکم دیگه لینکش پاک میشه بدو جا نمونی دلبندم😓☝️🏻
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
واهــــاااای🤣❌ _بخدا یه بار دیگه بهم بگی پیتزا؛ اینجا حمام خون راه میندازم!! پوکر فیس نگاهم میکرد حرصی تر جیغ زدم: _کدوم مرد عاقلی به زنش میگه پیتزا؟! با شدن از جاش بلند شد که پا به فرار گزاشتم؛ بلند گفت: _وایساا نشونت بدم چرا میگم پیتزا..😋🍕🧡 https://eitaa.com/joinchat/2476737594C3da2f9048e
هدایت شده از گسترده لیــٰا/چهار ساعت بمونه
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بالاخره از ماکان نصیری، دانش آموز مفقود الاثر میناب یه چیزی پیدا شد! فقط یه برچسب روی جلد چسبش.. :)))
هدایت شده از 🌱حنیفا🌱
؛ تو مـی‌آیی و همه خواهـند فهمید ، کـه دنیـا تازه آغـاز می‌شود 🤍🌱 .
هدایت شده از 🌱حنیفا🌱
دلم یه بلیط هواپیما به کربلا می‌خواهد😢💔
او می آید... اما یادمان باشد ... اگر با آمدن خورشید، از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست..
هدایت شده از گسترده⁴ساعته‌‌آهـــ℘ــو⋆̟✨
- شرط علیرضا اینه، محرمش بشی عصبی غریدم : - نمیخوام، این همه بادیگارد تو این دنیاس چرا اون... - چون اون از همشون بهتره نرگس.. _ اما.. - اما اگر نداره نرگس تا وقتی قضیه تموم بشه محرمش میشی حرصی موهایم را چند زدم، دلم میخواست اون پسر مغرور از روی زمین محو کنم فقط برای اذیت و آزار من قبول کرده وگرنه دلیلی برای محافظ من شدن نداشت، من در گذشته به شکل بدی غرورشو نابود کرده بودم جز انتقام کار دیگه ای نداشت لعنتی به آن روز که به خاستگاریم آمده بود با تحقیر کردنش جواب نه را توی صورتش کوبیدم فرستادم... ... وقتی به خود آمدم سر سفره ی عقد، بله را گفته بودم. قطره اشکی از تیغه ی بینیم روی دستش که برای انداختن حلقه به سمتم دراز شده بود ریخت... بی توجه به نگاه بقیه چونمو در دستش گرفت و آرام نجوا کرد: - بلاخره به دستت آوردم ماه من..❌❤️‍🩹 https://eitaa.com/joinchat/2125529114Cdc33bb954c دختره نمیدونه پسره عاشقشه همه ی اینا یه نقشه بوده..🙊🤍