هدایت شده از گسترده⁴ساعتهآهـــ℘ــو⋆̟✨
"وقتی دل، درست در شلوغترین و سردترین راهروها میلرزد...
وقتی نگاه، از هر دارو و درمانی اثرگذارتر میشود...
نازنین و حامیم، در میانِ عشق، درد و رازهای ناگفته، قصهای را آغاز میکنند که هیچکس نمیتواند بیتفاوت از کنارش بگذرد."
https://eitaa.com/joinchat/2359952890C58631f2ed5
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهآهـــ℘ــو⋆̟✨
فراتر از یک تپش ساده...
میانِ بوی تند الکل و استرسِ بیپایانِ اتاق عمل، جایی که هر ثانیه حکم زندگی دارد، من در جستوجوی تپشی بودم که سالها پیش گم کرده بودم.
«رئیسِ این اتاق عمل فعلاً من هستم! حاضری پای لرزشِ دستت بایستی؟»
https://eitaa.com/joinchat/2359952890C58631f2ed5
نام رمان: 🩺 زیر نگاه او
به قلم: نازنین
. . .. . . . . . . . . . . . . . . . . .
ساعت ۱۸پاک کنید