فاطيـماه | ꜰᴀᴛɪᴍᴀʜ
-
.
دخترکی در تاریکی بیابان ناله میزد:
- دست از سرم بردار، من بابا ندارم../
-
فاطيـماه | ꜰᴀᴛɪᴍᴀʜ
-
.
نه زائری، نه روضه ای، نه رفت و آمدی ؛
ضریحِ کوچیکت الان بقیعِ ثانیِ . . .
-