فاطيـماه | ꜰᴀᴛɪᴍᴀʜ
قطعه شهدای جاوید الاثر .
خوشبحال ِشهدا ، چشم ز دنیا بستند ؛
در عوض بارگه هفت سماء را دیدند .
فاطيـماه | ꜰᴀᴛɪᴍᴀʜ
بزند چهارشنبه بیایی دلِ جمعه بسوزد :)
اگر روزی آمدی و من نبودم
بدان که بودنت را خیلی آرزو میکردم :)
فاطيـماه | ꜰᴀᴛɪᴍᴀʜ
کسی منو نخواست ولی تو دادی راهم همیشه وقتِ بیکَسی شدی پناهم . .
خودموني بگم ؟ دلـم تو کوچههای ِکربلاء آواره موند :)!
فاطيـماه | ꜰᴀᴛɪᴍᴀʜ
ای پیشوای ِآزاده ُشجاع در بیعت شماییم ؛ چه به جنگ فرمان دهید ، چه به صلح . .
بی آنکه رُخ برما نهی عاشق شدیم و بی قرار.