eitaa logo
دهکده "فلوریا"🧚🏼‍♀️
60 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
114 ویدیو
2 فایل
به دهکده زیبای "فلوریا"🧚🏼‍♀️خوش اومدین! اینجا سرشار از انرژی مثبت و سرسبزیه🌱 کلی اتفاق های جالب قراره بیفته`` بانو گلیا با کلی کیک و شربت خوشمزه منتظرتونههه✨ برای حرف های با ارزشتون: https://harfeto.timefriend.net/172521598 کپی؟ دوست ندارم☁️ ²⁶'³'¹⁴⁰²
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بهترین بو ها :🥲 بوی نوزاد بوی چمن خیس خورده بوی کاهگل آبپاشی شده بوی عطر حرم بوی گل ها بوی بارون بوی کاکائو بوی خونه ها بوی غذا هایی که با عشق پخته شده بوی چوب سوخته در جنگل بارونی بوی کتاب و دفتر بوی لباس و نوشت افزار های نو بوی ... شما هم بگین✨
https://eitaa.com/fleur_dar_sarzamin_aclil_ha/2670 عه،توی روستای ما هم همینطور مخصوصاً سومی😃🌱
https://abzarek.ir/service-p/msg/1487841 یه سریال یا فیلم سینمایی که باهاش زندگی کردین و خیلی عاشقش شدین رو بگین بعد معرفی هم بکنین🤍🥰
https://eitaa.com/Beach_purple1402/762 واییی🥲،چنل تو هم خیلی زیباست عزیزم💚😚
بچه ها من جوابتون رو توی ناشناس میدم،لطفا با کلیک بر روی مشاهده پیام ها جوابتون رو نگاه کنید ✨
اهالی سعی کردم بدون هیچ توضیح و توصیف اضافه ای و خیلی ساده مراسم امشب رو تا یه حدودایی به تصویر بکشم🥲 هنوز خیلی جا داره تا بهتر شدن ولی قصد من این بود خیلی ساده بنویسم وگرنه از این بهتر هم می شد😅🥰
ابتدا سالن را به کمک خدمت گذار ها پاکیزه کردیم.بعد از اتمام کار و خستگی به ایوان سالن رفتیم و روی صندلی های چوبی نشستیم. ویستی برایمان چای و خرما آورد. ساعتی بعد من،ویستی(دوست صمیمی من) به همراه یکی از اهالی به سمت دشت گل ها رفتیم تا برای آراستن سالن از آنها بهره بگیریم. از چشمه ی رقاص عبور کردیم،مغازه ی آقای وادموند را پشت سر گذاشتیم تا به دشت گل ها رسیدیم. از میان گل های انبوه دو مدل گل را برگزیدیم. گل های رز صورتی و سرخ ، گل های بابونه.. بعد از آن به سالن رسیدیم و آن را با گل ها و چند چیز دیگر آراستیم. نتیجه ی کار بسیار لذت بخش بود. به راستی سالن رنگ و بوی تازه گرفته بود. راه افتادیم تا به آشپزخانه ی اندرسون ها رسیدیم. آنجا محل پخت و پز غذا و دسر مراسم های گوناگون دهکده بود. با کمک دوستان آشپز تصمیم گرفتیم برای دسر پودینگ وانیلی،تارت توت فرنگی،مربای گل محمدی و برای پیش غذا فرنی و غذای اصلی هم جوجه،کباب،زرشک پلو،کوکو سبزی و نوشیدنی ها هم چای،شیر کاکائو و شربت زعفران باشد. سپس آنجا ماندیم و کمی به آنها کمک کردیم. من و ویستی به طرف خیاطی پرینگل ها راه افتادیم تا لباس هایمان را تحویل بگیریم. لباس ها مورد رضایت واقع شدند و بعد به خانه ی چارلی ها رفتیم تا از هیزل بپرسیم آیا به همه کارت دعوت داده است یا نه؟ خیالمان که راحت شد به خانه رفتیم تا استراحت کنیم و دوباره ساعت ۸ شب به سالن برویم. ✨🤍✨🤍✨🤍✨