انگار زانوم روی فرش ساییده شده.
کف دستم روی آسفالت کشیده شده.
انگار چون شلوار بلند نپوشیدم، موقع سُر خوردن از قلعه بادی، پاهام زخم شده.
مثل وقتایی که میرفتیم پارک و به زور میخواستم از بارفیکس آویزون شم و بعدش دستام پینه میزد.
شایدم مثل بریده شدن پوست دستم با کاغذ.
عمیق نیستن، اما کلافم میکنن.
نمیدونم به کی یا چی فک کنم تا آروم بشم.
حتی نمیشه این حال رو توضیح داد.
خنثام اما به اندازه ی تموم دنیا فکرم درگیره
من عمیقا حس و حالِ این روزامو دوس ندارم؛
یه حس کم آوردن و پوچ بودنِ ناجالب.
انگار همش منتظرم یکی بیاد دست بزاره رو شونم و بگه: نگران نباش هرچیم که بشه من کنارتما...
هدایت شده از نقش🇮🇷
19.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بزن که خوب میزنی ((:
از پای لانچر،
تا کف خیابون!
همه جوره پای کارتیم، ایران عزیزمون!🇮🇷🇮🇷🇮🇷
پ.ن:
«میدان با شما؛ خیابان با ما....🕊»
#موشک_خودتو_بزن
📍«میدان کوثر کرمان»
📌«قرارگاه امام شهید دانشگاه فرهنگیان کرمان»
#جنگ_رمضان
#نقش
#مردم_ایران
#خیابان
#دانشجو_معلم
#دانشگاه_فرهنگیان_کرمان
مارو در فضای مجازی دنبال کنید:
بله | ایتا | روبیکا
@NAQSH_IR
آقا
اگه تونستین اسم ۳ نفر از کسایی که توی این فیلم شرکت کردنو بگین، یه استیکر آینه ای طلبتون👀😂
به خدا که خون در رگهایمان هنوز هم میجوشد.
به خدا که غیرت از سینههایمان هنوز بیرون نزده است.
میگویند دههزار اسیر فلسطینی را به دار میآویزند.
دههزار جوانِ دستبسته.
دههزار مسلمانی که فقط قامت برای خدا خم کردند و فقط گفتند «لا اله الا الله».
میشنوید ای جهانِ خاموش؟
میشنوید ای امتِ در خواب؟
خوابتان برده است؟
چشمانتان را بستهاید؟
نمیبینید چه میگذرد؟
آنها را روی خاک میخوابانند؛
دستان بسته، چشمان بسته، و سایه مرگ بر صورتشان افتاده....
برخیزید ای امت اسلام...
برخیزید ای کسانی که سردار سلیمانی را سردار دلها خواندید.
کجاست آن دستی که برای حاجی به سینه میزدید؟
کجاست آن فریادی که برای حاجی سر میدادید؟
مگر فلسطین از حاجی برایتان عزیزتر نبود؟
وقت آن است که فریاد بزنید.
شاید این فریاد، جوانهای بیدار کند.
شاید این فریاد، دهها هزار را نجات دهد.
شاید این فریاد، خدا را خشنود کند...
" لعنت الله علی اسرائیل"
-فآ : ۱۴ فروردین ۴۰۵
#فآ_نویس