فــــآ|🇮🇷
انشاءالله این پیامو با یه عکس چای مشایه ریپلای بزنم که بله، "درمان همه خستگیم چای عراقی بود."
و بله؛
درمان همه خستگیم چای عراقی بود...
این راننده عراقیه خیلی آروم رانندگی میکنه
عادت ندارم
مرد روحیه عراقیت کجا رفته
یه جور برون اشهد بخونیم بابا
میگه: خیلی عراق گرمه؛ دیگه طاقتم طاق شده
بهش میگم: من حاضرم تو اون گرما ذوب بشم برم تو اسفالتای زمین کربلا، ولی فقط کربلا باشم..
گرما چاره داره، اما دلتنگی چاره نداره..
میدونید حکایت چیه؟
عشق امام حسین رو آدمیزاد ها به وجود نمیارن،
که آدمیزاد ها از بین ببرنش..
من همیشه خودمو نسبت بهت، خانوم سه ساله دیدم
وقتایی ک از خودم فرار میکردم
وقتایی که هرچی بیشتر دستوپا میزدم بیشتر توی تاریکی فرو میرفتم
وقتایی که تا ته توی لجن بودم
همیشه با خودم میگفتم میرم کربلا، میرم پیش آقا ابالفضل و همه چیو بهش میگم..
دوس داشتم بیام و مثل خانم سه ساله بشینم جلوت و زخمای دلمو پیشت باز کنم..
همینکه بدونی و ببینی کافیه
همینکه بدونی سر عزیزت چی اومده نصف دردام آروم میشه
تا ابد آدم امنِ این تباری..