ميدوني چيه؟ شايد الان به فكرم نباشي ولي توام يه روزي يه جايي يه وقتي ياد من ميوفتي و با خودت ميگي خيلي دوسم داشتا.
باور کنید من اصلا وقت ندارم با کسی
بحث کنم و بهش تیکه بندازم و پیگیر
باشم که چرا رفتارت اشتباهه !
من یا آدمارو بیش از حد دوست دارم
یا کلا آدم حسابشون نمیکنم ؛
بحث و دشمنی ، فقط وقت تلف کردنه
فـادیا...
- این گفته رومنگاری حرف دلِ خیلیامونِ :
‹ میلیونها و میلیاردها آدم تویِ این دنیا هست
که همشون میتونن بی تو زندگی کنن . .
اما آخه چرا من نمیتونم ، این درد رو کجا ببرم?!
من نمیتونم بی تو زندگی کنم . .
کاری که هر کسی میتونه بکنه !
کاری که از یه بچهیِ
پنجساله برمیاد از من برنمیاد : )!' ›
- نباید به مو فرفریا بگید بَبَعی.
- بَبَعی!
- جناب توتونچی شما در حدی نیستید که منو اینجوری خطاب کنید!
- بَبَعی؟
- میگم نگید!
- نگم بَبَعی؟
با حالت گریه گفتم:نگو بَبَعی.
یه حلقه از موهای مشکی فر شدهم کشید که مثل فنر برگشت سرجاش.
با ذوق دوباره کشیدش و گفت:آخه انقدر بَبَعی. چطور نگم بَبَعی؟
- خوبه منم واسه چشات افعی صدات کنم؟
سرشو کج کرد و با نیشخند چشای زمرد وحشیش رو تو چشام براق کرد: دوست دارم افعی صدام کنی تا هرم غذاییمونو حفظ کنم!
گیج سر تکون دادم: هرم چیچی؟
روی میز نشست: افعی چی میخوره؟
بی حواس گفتم: بَبَعی؟
تای ابرویی بالا انداخت با نیشخند جذابی گفت:تو چی هستی؟
مثل خنگا تکرار کردم:بَبَعی؟
به قهقهه افتاد:خوشم میاد قبول کردی بَبَعی هستی.
🤣🤣🤣🤣🤣🥲