چه کاری از دستم برمیاد؟ ذره ذره دارم پرپر میشم
اونوقت دیگه نه نوشتهای باقی میمونه نه اثری
انتظار داشتم پروسه "خودتخریبی روحی"م خیلی هیجانانگیزتر از این باشه. ولی حتی نمیخوام بلند شم
مدرسهای پس از مدرسه (تو ایبیس رنگ شدن)
بچهها از نیمرخ آقاهه تعریف کنین بههمریختگی موهاش کارو خراب میکنه از نظر ظاهرییی
چون ایبیس مامانم بود و البته عقب مانده، خیلی سریع و عجلهای رنگ شد. اصلا براشهامم که هیچی
بپذیرید دیگه😭