سردرگمی امروزم وحشتناک بود.
هرطرفی میخواستم برم مثل این بود ازم فراری بودن.
دوستا حرفی برای گفتن داشتن، معلما جایی برای رفتن داشتن.
حالا منم این وسط بیکار نبودما. درگیر این بودم که زیرچشمم به طرز وحشتناکی رسما به رنگ اسپرسو دراومده و جفت چشمام دارن از حدقه میزنن بیرون. خوابمم میومد تازه
متاسفانه انقدر که فشار روم زیاده هیچ ایدهای از اینکه چقدر دیگه میتونم سطح مقطع رو افزایش بدم ندارم.
نمیفهمم چرا اینقدر زود به زود سوشال مدیامو چک میکنم. انگار که منتظر پیام کسیم. ولی هیچکس جز خودم نیست..