میترسم انقدر بالغ بشم که علاقهم رو به عنوان یه "کاری که قبلا انجامش میدادم" درنظر بگیرم
"مادر عزیزم، منم با وجود تمام کارهایی که درحقم کردی دوستت دارم؛
ولی چاییم داره سرد میشه، میتونی بری اونور؟"
" +کاش منم مثل اون پرنده بال داشتم..
_اون توی قفسه. تو هم بال داری اما توی قفسی. فرقتون چیه؟"
"_بهم قول بده اگه مردم چتریامو بزاری رو صورتم و صورتمو خوب بش-
+صورتتو چرا بشورم؟ اون کار مردهشوره"
"And I'll get done for somethin' stupid like disturbance of the peace
And piece by piece, I am collecting all the things you leave behind
And when you don't, I rummage through your bins to see what I can find"