تو این مدت باور کردم که مکانیزم دفاعی قلب در برابر دور شدن از کسی که قلبا دوستش داری اینه که همش خاطرات بیشتر و پر جزییات تری رو زنده از جلو چشمات رد می کنه البته اینم فکر کنم بخاطر اینه که یه وقت دوست داشتنش رو فراموش نکنی...
چه کسی گفته زمان طلاست؟ من مزه مزه اش کردم زمان عین الکل است... ثانیه به ثانیه می سوزاند و میرود در عمق وجودت...مست مست که شدی چشمانت را باز میکنی و میبینی عمرت گذشته و تو ماندی و خماری از دست رفتن یک عمر...!
فروغ فرخزاد
هر کس در دنیای خودش زندگی میکرد
و هیچکس از دنیای دیگری باخبر نبود
ساشا
•زنبق عنکبوتی قرمز•
یکشنبه غمانگیز است، ساعات من سرشار از بیخوابی است
عزیزترینم، سایههایی که با من زندگی میکنند بی شمارند،
گلهای کوچک سفید هرگز بیدارت نمیکنند،
نه در جایی که الههای سیاه از اندوه تورا گرفته است.
فرشتهها به برگرداندن تو نمیاندیشند،
آیا خشمگین میشوند اگر من به پیوستن به تو فکر کنم؟
یکشنبهٔ غمانگیز
یکشنبه و سایههایش غم انگیزند؛ و من تمامش را میگذرانم.
من و قلبم تصمیم گرفتیم که همه چیز را تمام کنیم،
بزودی شمعها و دعاهایی ناراحتکننده اینجا خواهند بود.
نگذار ضجه زنند، بگذار بدانند که من به این رفتن خوشحالم.
مرگ رؤیا نیست برای کسی که مرده است، با مرگ تو را در آغوش میکشم.
با آخرین نفس روحم، تو را تقدیس خواهم کرد.
یکشنبه غمانگیز
رؤیا بود، من فقط رؤیا میدیدم.
بیدار شدم و تو را درخواب دیدم که در عمق قلبم جای داری.
عزیزم، امیدوارم که رویایم هرگز تورا آزار ندهد،
قلبم به تو میگوید که چقدر دوستت دارم