به عنوان کسی که تازه میره یازدهم همش دارم به این فکر میکنم دوسال دیگه همه چیز تمومه و واقعا گریم میگیره چون میدونم خیلی خیلی زیاد دلم تنگ میشه برای لحظاتی که ساختیم برای دوستام برای کرم ریختنامون دعواها و همه چی...هرچقدرم فشار درس زیاد باشه و دچار فروپاشی های شدید بشم بازم دوست داشتم تو محیطی دور از جامعه باشم و بزرگ نشم...
"نمیدانم بودنت را چه کنم، بغل بگیرم، زندانیاش کنم، قاب بگیرم؛ چه کنم که همیشه باشد؟"
«آه ای زندگی، منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر آنم که از تو بگریزم»
فروغ