ای کاش میتونستم به همه آدم هایی که دوستشون دارم بگم برام نامه بنویسن...
هدایت شده از 𝗊݂݂𝗎ꨭ ̤𝗇︎݀ꨲ 𝗍࣪𝕚𖫴𖫰𖫲𝗆︎𝖾̴᳢
میگم خوبم ولی زیر چشمام گوده
استاندار نمایشگاه فرش بود
فرشای ابریشمی از ۸ میلیارد به بالا
+فرشه لوله شه بخوره تو سرش مردک پهن
هی میخوام این موضوع یادم بره نه تنها یادم نمیره بلکه اتفاقای قبل هم یادم میاد...کسایی که تو پرواز اوکراین بودن،متروپل،پلاسکو و...اصلا روانم میریزه بهم...واقعا متاسفم...واقعا
اصلا اتفاقای این چندسالو دونه به دونه گفت...وای...اینقدر حق بود نتونستم نزارم واقعا
زمان:
حجم:
5M
واژه رنگ زندگی بود
وقتی تو فکر تو بودم
عطر گل با نفسم بود
وقتی از تو می سرودم...
امروز خیلی گوگولی بودد
عربی صدام زد(برای اولین بار توعمرم)خوب بود
شیمی آزمون داشتیم اونم بد نبود خوب بود
بعد آزمون شیمی گرفتم دو سه بیت شعر از ابی و اینا با بچه ها خوندم کلی خوشحالی و ذوق و اینا خلاصه همینجاش حال داد😂
بعدشم فیزیک...اونم خوب بود،موقع خدافظی دبیر بای بای کرد وای لنتی خیلی کیوته اصلا معلم فیزیکا کلا کیوتن🤏😂✨
آره خلاصه همین
آهااا دیشبم کلا دو ساعت خوابیدم😀✨برا همین صبحش خوش گذشت و بیخیال دنیا بودم🥸