و همین مجازات برایت کافیست،که طرزِ نگاه کردنم به تو، هرگز مثل گذشته نمیشود...
محمود درویش
دیشب خیلی خوشحال بودم...بارون داشت میومد
منم با بارونی زرد رفتم تو حیاط...کلی بیرون موندم،بلند بلند میخندیدم،فیلم گرفتم ذوق کردم دور خودم میچرخیدم...و در نهایت تب کردم✨
بهرحال هر خوشحالیای یه قیمتی داره...
کاش دیگر من نگریم
از نبودن های تو
کاش دیگر من نشم
دلبسته حرفهای تو
زخم زدی بر پیکرم
اما دلم عاقل نشد
عاشقی دیوانگیست
مجنون دگر فارغ نشد
بیصدا