نگرانم که نتونم از محرم درست و درمون استفاده کنم. این سی شب طبق معمول مثل برق و باد بگذره بعد یکهو به خودم بیام ببینم تموم وقتی که داشتم خودمو خوب کنم گذشت، و بازم کاری نکردم و رفت تا محرم بعدی.. و امید به زنده بودن دوباره.
یه نوزاد میخوام که هیچوقت گریه نکنه، خوش اخلاق باشه و همش بخنده، دائمی باشه، زبون نفهم نباشه و مثل بچه ی آدم بگیره بخوابه با زبون خوش، و تازه خوشگلم باشه. بزرگم نشه هیچوقت.
فراریِمسلحبهقلم
عکاسی محصول واقعا اعصاب میخواد☝️
و بنده دارم سعی میکنم داشته باشم
کاش یه خونه داشتم که کلا مخصوص روضه بود و تمام شبای محرم و توش هیئت میگرفتم.