روزهای پرماجراییه اما فعلا فقط تو مغزم مینویسمشون. انگار تا به خودم میام که کلماتو بفرستم رو کاغذ میفهمم که خیلی خسته ام و اتفاقات متعدد تو مغزم جولون میدن. از اتفاق خسته ام، از یکنواختی هم همینطور. انگار همه چیز عادیه اما هیچ چیز عادی نیست. در هر صورت درود بر پاییز.
اگه قراره با شنیدن صدای یک نفر یاد تو بیفتم اون یک نفر قطعا و قطعا علیرضا قربانیه.
زندگی واسه غصه خوردن من صبر نمیکنه. در نهایت بعد یک فصل مرتب گریه کردن باید بلند شم صورتمو بشورم، برنج و تن ماهی درست کنم برای خودم چون خونه تنهام و کسی دلش برای گشنگی من نسوخته.
فراریِمسلحبهقلم
زندگی واسه غصه خوردن من صبر نمیکنه. در نهایت بعد یک فصل مرتب گریه کردن باید بلند شم صورتمو بشورم، بر
صادقانه ترین واکنشی که به این پیام داده شده.
من نه با کیک میونه ی خوبی دارم نه با زندگی. اما چیزی که میدونم اینه که تا وقتی مامانم واسمون کیک درست میکنه زندگی هنوز خوبه.😭⭐️