روز پونزدهم ؛
از صبح که بیدار شدم فقط مثل روح
کل خونه رو متر کردم و غر زدم ، همین .
تواشیحِ یا ذالأسما الحسنی العفاسی ، منو یاد بچگیم و دورانِ خوبی که دبستان داشتم میندازه ؛ زمانی که میرفتیم نمازخونه پخشش میکردن ، و الان هنوزم کلی وایب خوب ازش دریافت میکنم .
چی داره صدای محمود کریمی ، که بعد مناجات دیشبش تو حرم هنوز انقدر آرومم ؟
فراریِمسلحبهقلم
نهنگی دید مرگش را ولی دل را به ساحل زد ؛
من از پایانِ خود آگاهم ، اما دوستت دارم ..
یعنی از چارصد و دو هم فقط قراره یه پوشه بمونه تو کامپیوتر واسه عکس و فیلماش ؟
فراریِمسلحبهقلم
یعنی از چارصد و دو هم فقط قراره یه پوشه بمونه تو کامپیوتر واسه عکس و فیلماش ؟
کاش اندازهٔ یهسال دیگه هم کش بیاد ؛