فراریِمسلحبهقلم
امروز ظاهرا آخرین روز تابستونمه ولی باطنا نه چون هفته اول مهر مدرسمون بخاطر یسری چیزا تعطیله و هنوز
این هفته ام صبحا از زندگی راضیم،
بعدش دیگه فقط ناراضی
همینقد بگم که استعداد دارم سر یسری مسائل بی اهمیت تا ناموس استرس داشته باشم و بعدا بشینم به خودم بخندم که چرا نگران بودم براشون، از اونطرف دیگه یه سری قضایا که همه براشون خیلی مهمه و منم لازمه برام شامل اهمیت باشه رو کاملا به کتفم بگیرم.
اسکانمون تو گلزار شهداس، فرشارو میزنیم کنار زیرمون پر قبره الانم باید رو قبرا بخوابیم. 💘