فراریِمسلحبهقلم
- یكشنبه ی خوبِ خوب ؛
بچه های قدیمی کانون کجان ؟! همشون به من یه بغل طولانی و گنده بدهکارن ..
درد اینه که میخوابی رو تخت و وقتی کاملا جای راحت و مناسبتو پیدا میکنی یادت میاد هنذفریت رو میز تحریرته و باید پاشی بری بیاریش .
میخوام باور کنم اینو که همیشه چیزی که اصلا فکرشو نمیکنم میشه !
خدایا لطفا _
یه کتابخونه شلوغ و بهم ریخته که هیچوقت مرتب نمیشه ؟ خونه ما دومین اتاق از سمت چپ ، یه اتاق ۹ متریه با پنج تا قفسه کتاب که تا فیها خالدون توشون کتابه ،
و من از بچگی تا الان ندیدم که اون کتابخونه ها مرتب باشه .
:))))))))))))))))