فراریِمسلحبهقلم
گریه یعنی نمیتونم ، نمیتونم ، دیگه نمیتونم .
یعنی ادامه دادن دیگه معنایی نداره واسم .
دفتر مرا
دستِ درد میزند ورق ؛
شعر تازه ی مرا درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میان من
از چه حرف میزنم ؟
درد حرف نیست نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم ؟
_ قیصر
فراریِمسلحبهقلم
وضعیت اتاق خُدام : جالب و منحصر به فرد .
یه سوال ، روزای خوبمون کجاست ؟
هدایت شده از فراریِمسلحبهقلم
آدمها
یک زمانی ،
در یک جایی ،
ناخواسته خودشان را
جا میگذارند و میروند .