چهارشنبه سوری رسید، کاش دست منم به تو میرسید کنار تیر ترقه ها تورم آتیش میزدم.
هر قسمت از سریال که تو تلگرام دان میکنم یه تار از موهام سفید میشه انقد سرعت پایینه.💆🏻♀
فکر کنم تو کوچمون جای ترقه و مواد محترقه دارن خودشونو میترکونن انقد سر و صداش زیاده
فراریِمسلحبهقلم
الان که دارم ولاگو آماده میکنم گریهاو شدم.
بسوزد کلیپ آخرسال، سوخت جگرم.🏌🏻
خیلی خوبه که آخرین شب چهارصد و سه قراره خوب بگذره و تو راستای صحیح گریه کنم.
کاش آخرین احساس خوشبختی ۴۰۳ تو نجف بهم دست میداد. میزان غبطه و بغضم به حال اونایی که امشب نجفن از حیطه ی احساسات خارجه. ((:
فراریِمسلحبهقلم
پارسال همین موقعا ناراحت بودم که چهارصد و دو داره تموم میشه. ولی امسال با اینکه شاید خیلی بهتر از پا
نمیتونم بگم خوبِ خوبِ بودی، یا بد بد. عجیب و غریب بودی، اما خیلی خوب میتونستم بفهممت. هم یکسری جاها کلی اذیتم کردی هم به وقت وقتش هوامو داشتی. خیلی کنارت خندیدم، تصمیم های بزرگ گرفتم و سعی کردم بهشون عمل کنم.. قول میدم عکس و فیلمایی که ازت گرفتم و نگه دارم و متنایی که رو صفحه های عمرت نوشتم و، هیچوقت دور نندازم. ممنون که کمکم کردی بزرگتر شم، و خیلی چیزا رو بهتر و عمیقتر بفهمم، و مثل چهارصد و دو انقد خودمو اذیت نکنم. ممنون که شروع شدی و پا به پای من قدم زدی. ممنون که گذاشتی کسایی که دوستشون داشتم و دیگه نیستن رو، ببینم. چهارصد و چهار، این آدمارو از من میگیره. خلاصه که، دوستداشتنی میمونی.. خداحافظت.
یادگاری: چند دقیقه بعد از رفتنت*
[ ' پایان ابدی هزار و چهارصد و سه. 🧩 ]
فراریِمسلحبهقلم
- باقیمونده از 1402 ؛ 🤍 -
43.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
' باقیمونده از 1403 💙 '