دلش نمۍ اومد گناھ ڪنہ اما باز میگفت:
این بار آخرھ
مواظب بار آخر هایۍ باشیم ڪھ بارِ
آخرتمون رو سنگین میڪنن . . .
تباھبودناونجاستڪههروقت
ڪارمونگیرافتادنشستیمسرِ
سجادھگفتیمالهۍالعفو..!
بعدشمزدیمزیرشیادمونرفت!(:
میگفت:
مشڪلخیلیازمامیدونیچیـہ؟!
اینڪهشهادترو
براۍخلـآصشدنمیخوایم؛
شهادتروبرایرسیدنبهخدانمیخوایم !
کتاب شعر جدید گرفتم میتونم شعر های بیشتری بزارم تکبر پنهان روهم دارم میخونم پس میتونیم باهم کتااااب بخونیم😂🙂🥺
اصلا ذوقم برا کتاب ها عجیبه😂🚶♀