گفتم ای دل نروی خار شوی،زار شوی
بر سر آن دار شوی بی بر و بی بار شوی
نکند دام نهد خام شوی، رام شوی
نپری جَلد شوی بی پر و بی بال شوی
نکند جام دهد کام دهد از لب خود وام دهد
در برت ساز زند رقص کند کافر و بی عار شوی
نکند مست شوی فارغ از این هست شوی
بعد آن کور شوی کر شوی شاعر و بیمار شوی
نکند دل نکنی ، دل بکند بهر تو دل دل نکند
برود در بر یار دگری صبح که بیدار شوی..
_مولانا..
#ناظر_منظور
یه داستانی هست که من همیشه وقتی فشار بهم زیاد وارد میشه بهش فکر میکنم..
خدا مسیر زندگی یک نفرو بهش نشون میده این مسیر بعضی وقتا برامدی های مثل کوه داشته فرد از خدا میپرسه این چیه خدا میگه این زمانایی که مشکل داشتی
بین اون کوه ها یک کوه از همه بزرگ تر بوده بغل اون کوه رد پاهایی وجور داشته
فرد میپرسه اینا چی هستن خدامیگه رد پاهای تو که داری مسیروطی میکنی..
یکم بالا تر رد پاها چهار تا میشن فرد میپرسه اینا پس رد پای کیه ؟
خدا میگه من کنارت بودم تا کم نیاری
قبل قله که سراشیبی بیشتره فرد میبینه رد پاها دوباره یکی شد
میگه خدایا دمت گرم این اخرش که سخت تره منو ول کردی رفتی !!
خدا میگه تو اینجا تو بغل منی اون رد پا ها رد پایه منه !
هر موقع الان مشکلم شدید میشه دستمو جوری میگیرم انگار که میخوام خدا روبغل کنم ازشم میپرسم الان تو بغلتم سخته ها..
ناگفتههایآبی»
قول میدم اگه ورق برگرده علیم نمیمیره جوری لالایی بخونم حرملم گریش بگیره..
انقدر با همین یک بیت گریه کردم تاحالا خیلی غم داره..