هدایت شده از گسترده تام
عمران دستمو ول کن عوضــی!
با چشمای سرخ شده بهم خیره شد:
+ واسه زن من خواستگار اومده؟!
ترسیده نفسی کشیدم:
- عمران کسی نمیدونه که من زنتم
عربده زد:
+ د تقصیر توعه بی شرفه دیگه وقتی خبر ازدواجتو با حامله شدنت به خان عمو دادم اون وقت دیگه کسی جرات نمیکنه به ناموس عمران حتی نگاه نکنه😮💨🔥❗
http://eitaa.com/joinchat/770704666Cb8d4ebfef4
هدایت شده از گسترده تام
پسرعموش طبقه پایینشون خونه مجردی داره یه روز که میره فضولی ولی خودش درگیر بحث با پسرعموعه گولاخش میشه زوری عقدش میشه . .🤣🌸♨️
http://eitaa.com/joinchat/770704666Cb8d4ebfef4
«ناشناس»
محض شلوغ کردن ناشناس مزاحم شدم😂 صبا جون💃🏻
*****
گیلیلیی🤓💃