eitaa logo
𓂃 ࣪˖ پـرده‌نـقـره‌اي ࣪˖ 𓂃
666 دنبال‌کننده
242 عکس
4هزار ویدیو
5 فایل
:: دنیای سریال‌های ایرانی اینجاست😼💪 🌶سکانس‌های ماندگار • کلیپ‌ های کوتاه • لحظه‌های خاطره‌ انگیز • جایی برای عاشقان قصه‌های ایرانی☕️🪄 • از خاطره‌های قدیمی تا سریال‌های محبوب امروز✨🎬 هر سکانس ، یک خاطره . . . هر داستان ، یک حس🕯❤️ 📌کارگردان اینجا;
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
‍ صدای فریاد کیا در عمارت پیچید و بند دل باران را پاره کرد. _ برا من قرار میذاری ؟ باران با چشمانی نمناک نگاهش کرد _ تو فرصتتو از دست دادی، من نمیتونم پاسوز تو بشم ! اخم کیا عمیق تر شد و با خشم به باران نزدیک شد _ یادت که نرفته هنوز زن منی ! _ یادم نرفته ...اما تو هم یادت باشه که فردا مدت صیغه تموم میشه ! چشمان کیا برق زد و سرش جلوتر رفت و کنار گوش باران زمزمه کرد _ از همین الان تا فردا صبح وقت داریم...مرد نیستم اگه بذارم به همین راحتی از این خونه بری! ترس تمام تن باران را به لرز انداخت ... این مرد دیوانه شده بود؟! https://eitaa.com/joinchat/1975583008C0c71a8fe03 رمان✨میوه_ممنوعه✨ نوشته: شیوا_بادی
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
کیا، پسر ثروتمند و خوش‌گذران، با اصرار پدربزرگش با بارانِ مذهبی محرم و هم‌خونه میشه... اما شرطی که از اول بین‌شون گذاشته بودن، باران رو به ممنوعه‌ترین آدم زندگی کیا تبدیل کرده؛ ممنوعه‌ای که شکستن این شرط، می‌تونه همه‌چیزش رو ازش بگیره! ❤️‍🔥🍃🍎 https://eitaa.com/joinchat/1975583008C0c71a8fe03