امروز آخرین روز کلاس خوشنویسی تحریری بود روزی که آخرین کلاسم با خانم هدایت (معلم خوشنویسیم) بود دوسال باهاش کلاس داشتم و عاشقش بودم صبور و شوخ و مهربون بود تیکه کلاماشو همه شاگرداش احتمالا تاآخر عمر یادشون میمونه [چهارصد و پونصدتا غلط داری یه ربع به کارخونه قنده و...]
همیشه مشوقم بوده و هست امروز بغلم کرد گفت فائزه تو میتونی تو توی هنر یه چیزی میشی ادامه بده فقط همه ی کار هامو باذوق نشونش میدادم و اونم خوشحال می شد با شاگرداش صحبت می کرد و همه براش کلی چیز تعریف میکردن