-بلور☆
-
این پیامو تو یه چنلی دیدم و یادم اومد امسال که اعتکاف بودیم یه نمازه ماه درست اسمشو یادم نیست بود که خیلی طولانی بود و طولانی بودنش هیچی من خودمم روخوانی اون چیزایی که باید میخوندیو بلد نبودم بعد تازه نشسته خونده بودم و پاهام خواب رفته بود داشتم می مردم و داشت دیگه گریم در میومد و نصف شبم بود خوابم میومد بعد زهرا قیافمو که دید اومد برام سوره ها رو خوند کنارم تا تونستم بخونم خلاصه سقط شدم بعد جالب اینجاست که من دوباره شب بعدم اینکارو کردم و دوباره به غلط کردم افتادم و نمازه هرشب بیشتر میشد🥴بعد مامان زهرا و خودم کلی بهمون خندیدن