eitaa logo
 ִֶָ𓏲࣪𝙁o𝙧 𝘆o𝘂
10.8هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
2هزار ویدیو
0 فایل
𓂃𝗜𝗇︎ 𝗧𝗁︎‌𝗲 𝗡‌𝖺‌𝗺꯭𝖾 𝗼𝖿︎ 𝖦‌꯭𝗼𝗱🌞𓍯 اَولین چنل فوریو در ایتا🧏🏼‍♀💓 صرفا جهت سرگرمیتون🌟 ˓𖨥. 𝖢𝖱︎ ፧ #SB ˒ ֢. @Shadow_Ads ˓ منبع تیکتاک و اینستا.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ( 🧡🙏🏻صبور باشید )
فینالِ جام‌جهانی رو با طنز‌های ابوطالب تجربه کنید😻🏆👇🏼 - 𝗝𝗈𝗂𝗇 : https://eitaa.com/joinchat/4140107063C986e37de13 بیا که ابوطالب منتظرته😉👆🏼 - جهت عضویت در تنها کانال ابوطالب حسینی در ایتا کلیک کنید😍🧡🔥
این حوله های یزدی هم خیلی هم دارن ☔ و زود خشک میشن 🤗 حتما تنوع طرح و رنگاش و عالیشونو ببینین👇 https://eitaa.com/joinchat/3717792134C348596340e حوله سبک ویژه اربعین 🕌 بقیه محصولاتشونم حتما ببینیدااا🥰 کلی دارن
هدایت شده از ( 🧡🙏🏻صبور باشید )
منسوجات یزدی سایه روشن ☺️☝️ مرغوب‌ترین حوله‌های 💯 درصد نخ ☁️ پنبه رو با داره 🤩 🛍انواع حوله تنپوش کودک و بزرگسال 💛 دستمال‌های برق انداز😋 💥 روتختی، رومیزی سنتی و...💥👇 https://eitaa.com/joinchat/3717792134C348596340e یه هدیه عالی و کاربردی 🧕🏻 با اطمینان خرید کنید 😌🤌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━ִ─‌   ‌  ──ׂ─  ‌  ♡  ‌  ─ׂ── ‌   ‌─ִ━━ ִ𓊔˖ ۫ ݂ - 𝗝𝗢𝗜𝗡 : @Foryou1💆🏻‍♀️🎀 ݂ ︵
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━ִ─‌   ‌  ──ׂ─  ‌  ♡  ‌  ─ׂ── ‌   ‌─ִ━━ ִ𓊔˖ ۫ ݂ - 𝗝𝗢𝗜𝗡 : @Foryou1💆🏻‍♀️🎀 ݂ ︵
😂 چن ماه قبل تو خیابون بودم یکهو دیدم همه یه جا جمع شدن و دارن عکس میگیرن و دست میزنن:))) گفتم حتما دیوونه شدن و یا مسابقه ای چیزیه... خلاصه رفتم جلوتر دیدم اووووووه یه پسره با یه چیتان پیتانی کل خیابونو بند آورده که فقط از یه دختر خواستگاری کنه:)))) با ماشین آنچنانی و قیافه خفن و.... ولی انصافا دختره خیلی ساده بود... خدایی مردم چه شانسی دارن:) خلاصه گذشت و دیروز دوستم یه کانالو فرستاده که فاطی فاطی این عکس همون پسر دختره نبود که وسط خیابون خواستگاری کردن؟؟ دیدم عههههههه😐 عکساشونو گذاشتن اینجا👇 https://eitaa.com/joinchat/1220478610Cfc65a5ec9b
هدایت شده از ( 🧡🙏🏻صبور باشید )
یادتونه عکس بچگی هامو دادم به کانال عکس های خودمونی ؟😍 https://eitaa.com/joinchat/1220478610Cfc65a5ec9b حالا میخوام یه عکس دیگه بدم😂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━ִ─‌   ‌  ──ׂ─  ‌  ♡  ‌  ─ׂ── ‌   ‌─ִ━━ ִ𓊔˖ ۫ ݂ - 𝗝𝗢𝗜𝗡 : @Foryou1💆🏻‍♀️🎀 ݂ ︵
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
━━ִ─‌   ‌  ──ׂ─  ‌  ♡  ‌  ─ׂ── ‌   ‌─ִ━━ ִ𓊔˖ ۫ ݂ - 𝗝𝗢𝗜𝗡 : @Foryou1💆🏻‍♀️🎀 ݂ ︵
هدایت شده از ( 🧡🙏🏻صبور باشید )
من دختر ی خدمتکار بودم اما از وقتی چشم باز کردم، داخل عمارت پدرخوندم (حشمت خان) مثل یک پرنسس بزرگ شدم همه چیز خوب بود…حتی بعد از مرگ مادرمم این زندگی ادامه داشت. تا وقتی که حشمت خان مُرد… بعد از چهلمش، پسرش جانشین شد و همون روز، زندگی منم عوض شد..برادر ناتنیم منو به دیوار کوبید و فریاد زد:مادرت یک کثافت بود… تو هم مثل همون هستی!یا از این عمارت برو یا مثل مادرت کلفتی کن. دنیا دور سرم چرخید…انگار از آسمان پرت شدم پایین…و من مجبور شدم بمونم همون جایی که تا دیروز برام مثل قصر بود. و کلفتی کنم....سال‌ها گذشت…تا اینکه یک روز… بتول خانم، رازی را فاش کرد. رازی که هیچ‌کس جرئت گفتنش را نداشت و فقط در چند ثانیه…همه چیز فرو ریخت…برادر ناتنیم خشکش زد چون فهمید..... برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر ضربه بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/402130601Cd852fdb3be