از بی شیله پیله بودن،لباس تکراری پوشیدن،به مارک کفشم اهمیتی ندادن و اینکه حتی نفهمیدم دختر عموم دسری که گفت اسمش چی بود و تو اون جمع واقعا افاده ای نبودم لذت بردم
وای بچه ی دختر عموم تو اون سنیه که حرف میزنه نمیفهمم😭
هی حرف میزد هی با عذاب وجدان میگفتم نمیفهمم به خدا بچه
وای تازه فهمیدم دختر عمو هام چقدر ماهن
سریالای مورد علاقم مورد علاقشون بود😭😂
بچه ها این قسمت یکی از قشنگ ترین قسمتایی بود که میتونستم ببینم.
و نصف شبی زار زار و فین فین گریه کردم😭