هدایت شده از تقدیمیون
اینجا کلبهی درختی من است...
من امید را در همین کلبه ی کوچک خود، بیشتر مییابم. امید در مردمان مرده است. امید در نوازش یک گربه و شادی مادربزرگم جاریست.
در این کلبه، دوستان من با منند؛ دوستان خیالیام، عروسک کوچک موطلاییام، گربهی طلایی کوچکم و دفتر نقاشیها و یادداشت های نامربوط و شلختهام.
کلبهی من پر از خاطره است؛ خاطرهی آن موش کوچک داخل دیوار. آن تاب آبی رنگی که از یکی از شاخههای درخت آویزان بود. آن قاب عکس روی دیوار. آن پاککنی که گم شد...
اینجا روح من میخندد و گلها سرسبز و شاداباند. اینجا خبری از غم نیست. خبری از نفرت نیست. خبری از مرگ نیست. اینجا آرامش من است. کلبهی آرامِ درختیِ من!
_سکوت نوشته_
🌲کلبهی درختی๑
اینجا کلبهی درختی من است... من امید را در همین کلبه ی کوچک خود، بیشتر مییابم. امید در مردمان مرده
حقیقتاً تو شوکم چندثانیه باید صبر کنید تا حرف از دهنم دربیاد-😭😭😭😭