eitaa logo
فَصل‌های‌فَراموش‌شُده|A.R.R
134 دنبال‌کننده
554 عکس
49 ویدیو
2 فایل
نويسندگی، روزمرگی، و کمی رویا... اینجا زندگی واقعی و خیال کنار هم روایت می‌شوند. 📝انتشار رمان درحال نگارش. @Namnamman 👈🏻بنده در خدمتتونم ناشناسمون ؟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_v3i93ng&btn=A.R.R
مشاهده در ایتا
دانلود
فَصل‌های‌فَراموش‌شُده|A.R.R
مروارید_سفید #پارت_هفتاد_و_هفتم A.R.R د
مروارید_سفید A.R.R ناگهان هیاهو برای لحظه‌ای آرام گرفت و نیکو نیکو هم که سعی داشت با صدای بلندتر از بقیه حرف بزند، ساکت شده و به مروارید خیره شد. ریحانه تا متوجه حضور مروارید شد، سریع از جایش بلند شده و به سمتش رفت. با بغض دختر رو به آغوش کشید و با صدایی گرفته نامش را زیرلب زمزمه کرد. وضعیت ریحانه، مانند بقیه نبود. بغضش بوی غم میداد. مروارید نگران کمر ریحانه را نوازش کرده و آرام گفت — ریحان؟! چی شده دختر؟ دختر مجدد نام مروارید را زمزمه کرد. مروارید کلافه از وضعیت پیش آمده و جو خفقان‌آور خانه، که برعکس لحظه‌ی گذشته هیچ شادی‌ای نداشت، بازو های ریحانه را گرفته و با ملایمت او را از بغلش جدا کرد. _چی شده؟ دوستش هنوز بغض داشت، اما مروارید نمی‌توانست هیجانی که چاشنی صدایش شده بود را ندید بگیرد. _همون پسری که اونروز تو دانشگاه دیدی... مروارید اخمی کرده و سعی کرد به یاد بیاورد. با شک گفت_ همونی که کنار کافه داشت باهات حرف میزد؟ دختر سری به معنای موافقت تکان داد. مروارید کنجکاو و با نگرانی لب زد_ خب؟ دوستش نفسش را بیرون فرستاده و بالاخره گفت_ میخواد بیاد خواستگاریم. مروارید چند ثانیه مات به ریحانه خیره موند. _چی؟ باور اینکه آن پسره‌ی بی‌دست‌و پا که از دیدش مانند یک شلنگ بود از ریحانه بانوی عزیزش خواستگاری کرده باشد، برایش سخت بود.
فَصل‌های‌فَراموش‌شُده|A.R.R
مروارید_سفید #پارت_هفتاد_و_هشتم A.R.R ن
پارت ۷۶ و ۷۷ رو یکی از دوستان زحمت کشیدند نوشتن. من فقط یکمی ویرایش‌های لازم رو انجام دادم.
خانواده‌ی محترم ( مامانم ) امشب کمر همت بسته حالمو خوب نکنه😊
چراااا ☆★☆★☆ بنظرم راجب بهش حرف نزنم بهتره🙂 ولی کلا این چند وقته خیلی خیلی مض/خرف بود.
اتفاقی افتاده برات؟🫂 ☆★☆★☆ نه چیزی نیست. بیشتر از دست یه معلم بیش/عور رنج میبرم. *چرا دارم اینارو میگم😭😭
مامانت منظورت بود ؟ عیبی ندارد عزیزم ما کنارتیم ❤️ یه سری حرف ها که نباید آدم رو ناراحت کنه🙂 ☆★☆★☆ نه خیلی.. کلا😅💔 ( گفتم، بیشتر بخاطر یه آدم بیش/عوره😁😅 ) قوربون شما برم من☺️❤️ 🫂🤍