𝘍𝘶𝘻𝘻𝘺 𝘧𝘦𝘦𝘭𝘪𝘯𝘨 | احساس مبهم
بیاین،
بیاینا! ایگنور کنین...
نمیدونم چیکارتون کنم🗿
ما که به روزگار روز ها را باختیم.
خدا ادامهی این بازی را بخیر کند!
یه روز خدا میشینه جلوت فیلم زندگی ایده آلتو پلی میکنه
پوزخند میزنه و میگه:
《جهنمی درکار نیست! بشین و تماشا کن چجوری میتونستی زندگی کنی ولی صرف آدمای بیخود کردی...
ببین چجوری میتونستی آزاد باشی ولی جلوشون نایستادی..!
ببین چقدر میتونستی خوشحال باشی ولی حسرت خوردی!
جهنم واقعی اینه》
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▒🖤▒🖤▒
﹏___________﹏
@Fuzzy_Feeling ᭄ 🤍
شاید خواسته کمی باشه شاید هم زیاد، اما برای من کل زندگیمه!
شاید تو بشنوی بخندی، شاید سبک بشماری و رد بشی
ولی، میشه نری؟ تنهام نکنی؟ تنهایی خوبه ها ولی باز تو نباشی ترسناکه، نرو!
یعنی باید با حالت التماس بگم؟ نه!
من فقط به حالت خودم میگم، اگه اومدی باید بمونی، بمونی و بمونی
چون اگه یه روز محو بشی، زمان برام سنگین میشه چون منتظر مرگمم، حوصله شنیدن صداهای اطرافو ندارم، دیگه اون آدم آروم نیستم و شاید حتی حوصله خودمم نداشته باشم و این باعث میشه خودم رو طرد کنم!
از دیگران فاصله بگیرم و خودم رو هم تنها بزارم، شاید خودخواهانه دارم میگم ولی حق رفتن نداری!
شاید نگم دوست دارم، شاید مثل بقیه قربون صدقت نرم، شاید طنازی نکنم و چیزی رو ابراز نکنم ولی من با کارهام، حرفام، رفتارم، تموم وجودم این رو بی زبون اثبات میکنم که مهمی،
کلمه مهم یه چیزی مثل یک نکته رو تو ذهن آدم به نمایش درمیاره و تو هم یک نکته مهم برای ایجاد حال خوب در درون منی!
شب که میشه، انگار یچیزی به اسم دلتنگی میخواد بیاد خرخرمو بجوعه. ولی انگار طرفای شما شب نداره،غروب خورشید نداره، جمعه نداره، وگرنه مگه میشه شب بشه، غروب بشه، خورشید بره، جمعه بشه، دلتنگی از پا درت نیاره.
شاید ی ساعتایی ی موقعایی دلم برات تنگ بشه؛ ولی دیگه سراغتو نمیگیرم.
شاید هزاربار دستام برات ی چرتی تایپ کنن، ولی اون چرتا رو هرکاری میکنم هرچی زورمُ میزنم، دستام جون ندارن برات سندش کنن.
گاهی وقتا دلم میخواد بیام به فش بکشمت، البته! فوشامم به ی تیکه انداختن تهش ختم میشه که انگار باز تو میبری.
ولشکن!داشتم از چی میگفتم؟ آها از شبا
وقتی دلتنگ میشی چیزی به اسم بغض از پا درت نمیاره؟ گلوتُ نصف نمیکنه؟
برا من که اینطوره
ولی فک نکنم واسه شماها از این سوسول بازیا داشته باشه.!