قهوه تلخ
تو چه خبر؟ __ زندگی... چند وقتی بود خیلی احوالات نابهسامانی داشتم، امروز ولی خیلی خوبم. سعی میکنم
دیگه چیکارا میکنی؟
__
علاوه بر بالاییا، دلم قنج میره برا رانندگی کردن
همش مهمون داریم
خانواده منو هیچجا نمیبرن، میگن بشین درستو بخون
چند روز پیشم یه اتفاقی افتاد و این دو سه روز خیلی از اتاقم میترسم🤦🏻♀️🤣
معدلت خوب شد؟
__
نه راستش:)
شیمی گرفت همه رو کشید پایین
17/64 شده...💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔
درس خوندن برام سخت شده راه کاری نداری؟
__
نه حقیقتا ممبر، خودمم تا خرخره تو همین مشکل غرقم
گاهی فکر کردن به آینده و هدفام یا دیدن چند تا کلیپ انگیزشی یکم کمک کنندست
کتابخونه رفتن هم خوبه
پارسال آهنگای انگیزشی میذاشتم تو گوشم، میخوندم و انصافا خیلی جواب میده(الان به خاطر سردردم نمیتونم زیاد آهنگ گوش بدم)
راهکار ادایی دیگه هم اینه که چند تا سخن تلنگرانه و محرک مطالعه بچسبونین این ور اون ور(یا عکسی از هدفتون) که نذاره وقتتون رو به بطالت بگذرونید
قهوه تلخ
معدلت خوب شد؟ __ نه راستش:) شیمی گرفت همه رو کشید پایین 17/64 شده...💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔
نمره هاتو تک تک میگی؟
__
https://eitaa.com/GAHHVE_TALKH/412
هعیییییی ممبر☺️🤣
زیست 17/75
فارسی 19/75
عربی19/75
زبان 18
دینی 19
شیمی رو نپرسید دیگه تو رو خدا، فقط بدونید قبول شدم😔🤣💔
قهوه تلخ
نمره هاتو تک تک میگی؟ __ https://eitaa.com/GAHHVE_TALKH/412 هعیییییی ممبر☺️🤣 زیست 17/75 فارسی 19/75
البته زبان رو قراره اعتراض بزنم*
https://eitaa.com/faeh_110/4740
من سر شیمی واقعا خیلی ادا دادم، چون طول سال جویده بودم نخوندم فرجه نهایی ها. روز آخر استرس گرفتم، حالم از استرس بیمارستانی شد، رفتم گنداب زدم.
یعنی استرس نمیگرفتم مطمئنم با همون علم قبلیم 18 میشدم
و اگه ادا نمیدادم، اون دو روز میخوندم شاید 20 میشدم😂💔💔
ولی خب باز شکر خدا:)
قهوه تلخ
https://eitaa.com/faeh_110/4740 من سر شیمی واقعا خیلی ادا دادم، چون طول سال جویده بودم نخوندم فرجه ن
میخوام بگم همش تقصیر خودمه، بچه های کوچیکتر کانال، این کارو تکرار نکنین شما😂🤦🏻♀️
هدایت شده از *دفترچۀ ولنسی!
خاک و ستاره
من خاکم. خاکی که از خاک خلق شده. انسانها مردند، جسدها روی هم افتادند، خاک بیشتر و بیشتر شد. اینجا شد سیارهی خاکی. یا دقیقتر بگویم، سیارهی انسانی. انگار نه انگار که نفس کشیده بودند.
ـ
همه رویا دارند. جهان خودشان را دارند. انسانها دوست دارند جاودانه باشند؛ اما همهشان میمیرند گویا که از آغاز مرده بودند. خونشان ریخته شد، تکه تکه شدند. جهان به کارش ادامه داد. انگار نه انگار که زندگی کردهاند.
ـ
هشت میلیارد؟ زیاد نیست؟ هشت میلیارد انسان؟ میفهمی چقدر است؟ چه کسی این همه آدم را شمرده؟ هشت میلیارد انسان که از خاک به وجود آمدند و به خاک برمیگردند. انگار نه انگار که روزی کسی دوستشان داشته.
ـ
من دوست ندارم خاک باشم. اصلا این سیاره را برای زندگی نمیپسندم. این کالبد انسانی را هم برای روحم نمیپسندم. فضای بین ستارگان را نگاه کن. به نظرت پشت ستارگان چه خبر است؟ یعنی خدا آنجاست؟ جبرائیل و میکائیل؟ بهشت و جهنم؟ مگر خدا کنار رگ گردن نبود؟ پس پشت ستارگان چه خبر است؟
عمق دریا چی؟ منظورم عمق ناشناخته دریاست. یعنی پری دریایی آن زیرها هست؟ میگویند آنقدر تاریک است که نمیشود دید. شاید زیر تاریکیها روشنایی باشد. مگر کسی آنجا را رفته؟
ـ
اما من خاکم. نه به روشنی ستارگانم نه به خاموشی عمق آب. خاک بودن را نمیپسندم، حیف که راهی نیست تبدیل به چیز دیگری شد. من میمیرم. انگار نه انگار که زاده شدهام.
اِلآی وصالی
#نوشته_آبی