الان واقعا کلماتم نمیاد که یه متن بنویسم ولی حتما یه روز اینکارو میکنم
خلاصه و جمعوجور بخوام به ده سال آیندهم چیزی بگم، میگم:
دمتگرم که این روزا طرف آدمای باشرف وایستادی، ازت ممنونم که تو این وضعیت مردابی، یه نیلوفر آبی موندی(:
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خودمونیم. .
تو بگو دو دقیقه!
نه !
ما حتی دو ثانیه هم بدون تو زندگی نکردیم..
البته خب راست میگی..
یه موقعایی یادمون رفت. !
میومدیم با لبخند بشینیم رو مبل و سخنرانیتو
از قاب تلویزیون ببینیم
یهو یادمون میاومد زمستون اومده
شرمندگی که شاخ و دم نداره، شرمندهم
به تعداد ترکشایی که خوردی
به اندازه روزایی که ایرانو نگه داشتی و حالا همهمون با هم اومدیم تو خیابون تا پرچمی که تنها نگه داشته بودیو با هم نگهش داریم.
میدونم یه گوشه وایستادی و مثل همیشه میگی
[ملّت عزیز ایران ..... کار بزرگی انجام دادید؛ ایران را سربلند کردید؛ جمهوری اسلامی را مانند همیشه پشتیبانی کردید و به قدرت آن افزودید.]
ممنون که هستی، ممنون که میمونی،
ممنون که میبخشی (((؛
ممنون که دلتنگتم
•آیه•
•••
#اللهمعجللولیکالفرج
یه موقعایی سرتو بالا بیار
تو چشمای آدمی که داری باهاش حرف میزنی نگاه کن
شاید فهمیدی کلماتت
چقدر قبیحه.
یهو دیدی حتی تونستی صدای
ریز ریز شدن و شکستن قلبشو بفهمی.
تا حالا پاییز اینقدر دلگیر بوده؟
مثلا منظورم اینه که تا حالا حسِ ترکیب
این سه تا کلمه رو داشتید؟
مهر و میناب و مادر..؟