به نام او که صبر میبخشد(:
شاید قلم را مامور کردی برای همین روزها.
قلم به دست میگیرم به رسم زینبت در عاشورا. من شبیه خانمجان بلد نیستم خطبه بخوانم، اما قلمی نیمهجان دارم که با آتش عشق حسینت هنوز نفسی میان رگهای قلبش است.
شاید قلم را مامور کردی برای همین روزها.
برای روزهای بعدِ دیدن این تصاویر..
برای روزهای بعد، که تابوتی روی یکدست بلند شد
برای روزهای بعد، که به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
برای روزهای بعد، که زهرایی دیگر میان در و دیوار پر کشید
برای روزهای بعد، که دختری رقیهوار با حسینش رفت
برای روزهای بعد، که دامادی عاقبتبخیر شد
حالا ما ماندیم و یادگارهایشان.
آری خدایا،
ملتی که تاریخ نداند محکوم به تکرار آن است.
و امان از روزهای عاشورایی...
•آیه•