خود عزیزم : هروقـت خواستی مسئولیـت
قبول کنـي اونروزا رو به یاد بیار ك چقدر
به خودت فحـش دادی 🗿
دور اون فسقل بگردم مـَن مباركِ 🤍
جیگر خالہ ، انشـاءالله سرباز آقا باشه :]]
از چـہ بیداد خزان یادِ مـَن انداخت تو را ؟
منکہ خود را زده بودم به فراموشـي محض!