- غیـرتُالله .
-
-نجمهدنبالِتوازخیمهدویداماحیف؛
تازدینالهعموزودرسیداماحیف.
- غیـرتُالله .
-
درمسیرِنفستچیستمزاحمشدهاست؟!
قاسمیداشتمامادوسهقاسمشدهاست؛
- غیـرتُالله .
-
سنگبرداشتهامابهلبِماهزدند،
ترسماینبودکهچشمتبزنند،آهزدند؛
- غیـرتُالله .
-
چهکنمتالبِتونالهیبابانَکِشد؛
صبرکنصبرکناشکمبهتماشانکشد.
- غیـرتُالله .
-
بسکنرباب،سربهسرِغمگذاشتی،
اصلاخیالکنکهعلیاصغرنداشتی( :
- غیـرتُالله .
-
بالایسرمشغولتلقیندادنشبودم
خیرهبهرگهایظریفگردنشبودم؛