- غیـرتُالله .
-
-کسینبودکهبتواندیکنظر
علیاکبرراببیند
هرکهاورامیدید،دلازدست
میدادوبیهوشمیشد.
- غیـرتُالله .
-
ایپارهٔتنم،چقدرپارهپارهای
بادیدنتعلیجگرمتیرمیکشد؛
- غیـرتُالله .
-
ابروانِتوحسینیستوچشمتحسنیست
اینحسینوحسنتراچهبههمریختهاند؛
- غیـرتُالله .
-
پیشِچشمانِهمهدستبهزانوافتاد
خواستتاپاشود،ایوایکهباروافتاد؛
- غیـرتُالله .
-
تاکهازگیسویِاولختۀخونریختبهمشک
گیـسویِدختـرکِمنتـظرش،ریختبههم؛
- غیـرتُالله .
-
توجمعخیمهبودیوتقسیمکردنت،
وگرنهدراینمزارکمتجانمیشدی؛
- غیـرتُالله .
-
ماندهامباتنپاشیدهاتآخرچهکنم؟!
ایعلمدارِحرممثلمعماشدهای؛